الفيض الكاشاني

422

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

لذّتهاى دنيا از مرگ كراهت دارند نه به خاطر ترس پس از مرگ ، اين است مثال مؤمنان و كافرانى كه به دنيا فريفته شده‌اند . براى فريفته شدن به خدا دو مثال از فريفته شدن كافران و گنهكاران را مىآوريم . امّا مثال غرور كافران به خدا گفتهء بعضى از آنها به دل و زبانشان است كه اگر خدا آخرتى داشته باشد ما از ديگران به آن سزاوارتريم و بهره‌مان بيش از آنهاست و حالمان بهتر ، چنان كه خداوند متعال از قول دو مردى كه با هم گفتگو مىكردند خبر داده است آنگاه كه گفت : وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً « 21 » . و خلاصه جريان آنها چنان كه در تفسير نقل شده اين است كه يكى از آن دو كه كافر بود قصرى به هزار دينار ساخت و باغى به هزار دينار ، و خادمانى به هزار دينار خريد و زنى به هزار دينار كابين كرد و در تمام اين موارد مؤمن به او پند مىداد و مىگفت : قصرى خريدى كه ويران مىشود چه خوب بود قصرى در بهشت مىخريدى ، و باغى خريدى كه خراب مىشود ، خوب بود باغى ماندنى در بهشت مىخريدى و خادمانى كه نميرند و نيز زنى از حوريان كه مرگ ندارند و در تمام اين نصايح كافر سخن مؤمن را ردّ مىكرد و مىگفت : آنجا خبرى نيست و هر چه گفته‌اند دروغ است و اگر راست باشد در آخرت براى من بهتر از اين خواهد بود . خداى متعال گفتهء عاص بن وائل « 22 » را نيز چنين وصف كرده است ،

--> ( 21 ) كهف / 35 : و باور نمىكنم قيامت برپا شود به سوى پروردگارم بازگردم ( و قيامتى در كار باشد ) جايگاهى بهتر از اين جا خواهم يافت . ( 22 ) عاص بن وائل سهمى همان شقى ابتر و بدخواه پيامبر ( ص ) است كه دربارهء او نازل شد : ان شانئك هو الابتر ، همانا بدخواه تو ابتر است ، او از دشمنان پيامبر ( ص ) و ريشخندكنندگان آن حضرت بود ، او همان كسى است كه در اسلام به ابتر ملقّب شده چون گفت : « به زودى اين ابتر ( يعنى پيامبر كه فرزندى ندارد ) فردا خواهد مرد و يادش قطع مىشود » ، او از جمله كسانى است كه زينب دختر رسول خدا ( ص ) را در كجاوه‌اش ترساندند تا جنين خود را مرده سقط كرد و چون اين خبر به پيامبر رسيد تمام عاملان آن را نفرين كرد . عاص بن وائل پدر عمرو عاص معروف است كه در روز جنگ صفين ( در هنگام روبرو شدن با شمشير علىّ بن ابى طالب ( ع ) عورت خود را برهنه كرد ! و اين افتخار براى پدر ( عاص بن وائل ) كه چنين پسرى داشته و براى عمرو عاص كه چنان پدرى داشته كافى است [ لعنت بر آن پدر كه چنينش بود پسر - نفرين بر اين پسر كه چنانش بود پدر . - م . ]